تبليغاتX
مجله نوروزی 87 - پانزدهم فروردین 1387

+ پانزدهم فروردین 1387 - نظرات خود را از ارائه نمائید !

 

خرم آن روز كزين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم وز پي جانان بروم
گر چي دانم كه بجاي نبرد راه غريب
من ببوي سر آن زالف پريشان بروم
چون صبا با دل بيمار و تن بي طاقت
بهواداري آن سرو خراامان بروم
دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت
رحت بر بندم و ملك سليمان بروم
در راه او چو قلم گر بسرم بايد رفت
با دل زخم كش و ديده گريان بروم
نذر كردم گر ازين غم بدر آيم روزي
تا در ميكده شادان و غزلخوان بروم
بهواداري او زره صفت رقص كنان
تا لب چشمه خورشيد دورخشان بروم
تازيان را غم احوال گرانباران نيست
پارسايان مددي تا و خوش و آسان بروم
ور چو حافظ نبرم ره ز بيابان بيرون
همره كوكبه آصف دوران بروم

(حافظ)

بهار

مصاحبه با ویدا :  

خودتو معرفي كن و بگو از كدوم وبلاگ اومدي
ویدا . یا همون VivaVida که با لقب هایی نظیر دکی ( یعنی دکتر ) وید وید و ویوا معروفم ! ( اینو همینطوری دلم خواست گفتم ) از وبلاگ http://vivavida.wordpress.com اومدم .

اولين وبلاگي كه هميشه ميخونيد كدومه ؟
والا از شما که پنهون نیست ما نیس خیلی باکلاسیم از گوگل ریدر برای وبلاگ خوندن استفاده می کنیم . حالا این گوگل ریدر چی می گه ؟! هر کی که آپدیت کنه و من بدونم که آپیده می رم بهش سر می زنم.

موقعي كه داري سبزه گره ميزني فكر كدوم وبلاگ نويس هستي ؟
من متاسفانه هرگز سبزه گره نمی زنم . آخه ما سبزه رو که می ندازیم تو جوب ( شایدم جوی یا جوق ) بعدش یادمون می ره که گرش بزنیم . ما خانوادگی سبزه گره نمی زنیم .

مي ترسي يا خجالت مي كشي راستشو بگي ؟
از چی یا کی ؟ هر دو تاش برای زندگی لازمه .

غير از رفيق ناباب كه بين همه ي بلاگرا مشتركه چه عاملي شما رو وبلاگ نويس كرد ؟
بیکاری ولی بیشتر فکر می کنم این زندگی سوژه منو وبلاگ نویس کرد . آخه حیفه راجع به اتفاقاتی که میفته ننوشت.

آيا آرزوي ديدن بلاگري رو تا الان داشتي ؟
آرزو ؟! نه خب چون من هر کیو که خواستم ببینم دیدم دیگه . بخصوص بلاگرای زیادی رو توی انواع و اقسام گردهمآیی های وبلاگی دیدم.

وقتي براي نوشتن پستي كلي وقت ميذاري و كلي فسفر مي سوزوني ولي كسي كامنتي نميذاره اولين حرف پاستوريزه اي كه از دهنت در مياد چيه ؟!!!؟
چه بی فرهنگ !! البته گاهی خاک بر سر هم می گم.

تا حالا بلاگري رو از نزديك ملاقات كردي ؟ چقدر شبيه اون كسي بود كه فكر مي كردي ؟
من اکثر دوستای وبلاگ نویسم رو از نزدیک دیدم . خب بعضیا اصلا شبیه اون چیزی که فکر می کردم نبودن . ولی اکثرا قیافه ها از روی نوشته ها مشخص می شه .

نظرت راجع به جمله هاي : اگه كامنت نذاري ناراحت ميشم ، وبلاگ باحالي داري به منم سر بزن و آپم!چيه ؟
نظرم مثبته . یعنی اگه کامنت نذارم ناراحت می شن ! همینطور اینکه وبلاگ باحالی دارم !!!!

توي وبلاگايي كه نميشه بليط داد ، نشونه ي شخصيت چيه ؟
دوبل پارک نکنیم !!!!

با شنيدن اين كلمات اولين وبلاگي كه به يادت مياد رو نام ببر

خرمگس معرکه
 شاخ به شاخ . البته هیچ ربطی به خرمگس نداره .   

نيکول کيدمن
دروغگو

علي آباد کتول
دست دوم

+18 
 داستان های محمدرضا 

عشق
راه من

جيغ جيغو
خودم

اعتراف كن که بزرگترين سوتي سال گذشته ات چي بوده
بزرگترین سوتی سال گذشتم !!! ؟؟؟؟ هوم باید خیلی راجع بهش فکر کنم.
سوتی زیاد دادم . باید بشینم درشتاشو سوا کنم.

به نظرت مهمترين فرق يوزپلنگ وحشي با يه خرس قطبي چيه؟
این دو هرگز نمی تونن با هم ناهار بخورن ! این فرقشونه .

باحال ترين عيدي اي كه تا حالا گرفتي؟
عیدی که همیشه پول گرفتم اما بابام یه پسرخاله داره خرمایه ! بعد میاد روز اول عید انقد حال م یده . مثلا میاد یهو 20 تومن عیدی می ده همشم 5000 تومنی  نو تا نخورده انقده خوبه ...

تو انتخابات مجلس ، به كدوم بلاگر راي ميدي؟
داریوش کبیر

اگه شرط ازدواجت دست كشيدن از وبلاگ نويسي و وبلاگ خوندن باشه اونوقت چي کار مي کني؟
جواب رد می دم . یکی دیگه میاد باهام ازدواج می کنه که از این شرطای مزخرف نذاره.

اگه قرار باشه از بين انرژِي هسته اي و همسر يکيش رو انتخاب کني کدومو انتخاب مي کني؟
وبلاگ نویسی ...

هيچ وقت به مرگ وبلاگت فكر كردي ؟
والا با اون بلاهایی که پرشین بلاگ سر ما آورد دیگه نیازی به فکر کردن نیست. من وبلاگم فیلتر شد ، یه بار هم به مدت یکی دو هفته اصلا نیست و نابود بود . بعدشم که پرشین زد ترکید و ما به مدت یک ماه هک بودیم. خب دیگه به چی می شه فکر کرد !! یه وجب جا توی اینترنت که ارزش این همه سختی کشیدن نداره . این نشد یکی دیگه.

ممنون که شرکت کردي


سال موش و شخصیت کلی متولدین این ماه:

              

متولدین سالهای:   1279، 1291، 1303، 1315، 1327، 1339، 1351، 1363، 1375، 1387، و ....

 

خوشگذران،‌ گمراه كننده و خودخواه
موش با ويژگي هاي جذابيّت و خشونت زاده شده است و در نگاه اول، شوخ طبع و متعادل به نظر مي رسد؛ اما فريب او را نخوريد؛ چون خشونت و نا آرامي در پس اين چهره خونسرد پنهان است. اگر مدتي با او همنشين يا همسفر شويد، به پريشان حالي، عصبانيت و تند خويي او پي خواهيد برد.

موش هميشه آشفته، ناراضي و گاهي عصبي است و همواره بنا را بر گله و شكايت مي گذارد.

موش فعاليت گروهي را دوست دارد، اهل معاشرت و اجتماعي است؛ اما چون اغلب اطرافيانش اهل هياهو و ياوه گويي هستند، دوستان كمي دارد. او موجودي تودار است، عادت به خودخوري دارد؛ لذا به كسي اعتماد نمي كند. ادامه ...



داستانک

در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟زن جوان لبخندي زد و گفت: نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم.پسرك گفت: مطمئن بودم با او نسبتي داريد ...


+ پانزدهم فروردین 1387 - نظرات خود را از ارائه نمائید !